يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

20

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

كيفيّتى از جسمى « 1 » زايل شود و كيفيّتى ديگر حاصل آيد « 2 » ، آن را « استحالت » خوانند . و چون صورتى برود و صورتى ديگر حاصل شود ، آن را « كون و فساد » خوانند ، فساد به نسبت با آنچه رفته است و كون به نسبت با آنچه آمده است . و قومى استحالت را منع كردند و گفتند كه آب « 3 » چون گرم شود ، نه از « 4 » آنست كه گرمى در آب حاصل شود ، بلكه اجزاى آتش با آب بياميزد و اين باطلست ، كه اگر چنان بودى كه كوزهء سفالين را « 5 » و كوزهء آهنين را چون پر از آب كردمانى [ و در ميان آتش نهادمانى ] « 6 » ، بايستى كه كوزهء سفالين زودتر گرم گشتى ، [ كه جزوهاى آتش در مسامّ كوزهء سفالين زودتر نفوذ تواند كردن ] « 7 » از كوزهء آهنين ، بر نسبت سختى و سستى ايشان ، و نه چنين است . ( 24 ) و نيز حركت سخت و ماليدن اجسام يكديگر را گرمى مىآرد ، با آنكه اجزاى آتش از يكى در ديگرى حاصل نمىشود . و اين گروه گفتند كه گرما و جزوهاى آتش در اندرون جسم كامن باشند « 8 » ، چون بجنبانند بيرون آيند . و اين باطلست ، كه ما « 9 » آب را و مايعات را ظاهر و باطن همه سرد مىبينيم ، و چون « 10 » بسيار مىجنبانيم جنبانيدنى سخت ، گرم مىشود ظاهر و باطنش ؛ و چون « 11 » ظاهر گرم مىشود بايستى كه اندرونش سرد شدى ، و نه چنين است . و چون گرما تنها بدانستى كه عرض است ، نقل نكند از باطن به ظاهر ، و شعاع نيز چيزها را گرم « 12 » كند بىآنكه

--> ( 1 ) جسمى : جسم F ( 2 ) آيد : شود SH ( 3 ) كه آب : آب SH ( 4 ) از : - F ( 5 ) سفالين را : سفالين SH ( 6 ) و در ميان آتش نهادمانى : - T ( 7 ) كه جزوهاى . . . تواند كردن : - F ( 8 ) باشند : باشد SH ( 9 ) كه ما : چون ما SH ( 10 ) و چون : چون F ( 11 ) و چون : - F ( 12 ) گرم : گرمى F